به بهانه روز جهانی وبلاگستان بخش «رودررو»ی سایت فارسی رادیو دویچه وله آلمان به این موضوع پرداخته است. گفتگوهایی با امید معماریان، روزبه میر ابراهیمی و نوشتاری از احسان نوروزی.
در بخش وبلاگ مهمان دویچه وله هم از وبلاگ نویسان خواسته شده بود بنویسند که چرا همچنان وبلاگ نویسی را ادامه می دهند. در همین حال مصاحبه با یکی از معروف ترین وبلاگ نویسان آلمان و نوشته هایی در مورد سرعت اینترنت در ایران و مقایسه کوچک با آلمان و امکان جدید جستجو با گوگل و پروژه آنلاینTor را در این صفحه می توانید ببینید.
جدای از این موضوع بخش مسابقه عکاسی با عنوان فوکوس و مدرسه آنلاین عکاسی دویچه وله که زحمت آن را محمدخیرخواه بر عهده دارد هم جالب توجه است.
هک و دزدی اینترنتی امری است که بر اساس قوانین بین المللی و داخلی بسیاری از کشورهای جهان محکوم است و در این کشورها برای چنین اقداماتی مجازات های سنگین در نظر گرفته می شود.
در این شرایط اما سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی کشورها سعی می کنند که با نفوذ در شبکه های اینترنتی دیگر کشورها اطلاعات مفید و مورد نیاز خود را کسب کنند و یا کار بخشی از سازمانهای کشور مورد تهاجم را مختل کنند.
اما این اتفاق هیچگاه به طور رسمی و علنی بین کشورهایی که در حالت جنگ و یا تخاصم نیستند اعلام نشده و این کشورها در این مورد خبری را منتشر نکرده اند. در عمده این نفوذها خرابکاری اصلاعاتی صورت نمی گیرد.
اما از چند سال پیش در ایران گروه های هکری تشکیل شده است که رسمن زیر نظر دولت فعالیت می کنند. این گروه ها در ابتدا سایت های جریانات اصلاح طلب را در درون کشور نشانه می رفتند.
اما از یک سال پیش و پس از تقلب انتخاباتی و بالا گرفتن اعتراضات عمومی تمرکز این گروه ها بر سایت سبز خبری و وب سایت هایی بود که خدماتی را جهت اطلاع رسانی آزاد ارائه می کردند.
همچنین بارها سایت های خبری فارسی اثر گذار مورد حمله و هک قرار گرفتند. سایت تویتر نیز از این حملات در امان نماند و برای ساعاتی دامنه اصلی آن دزدیده شد.
در این حال خبرگزاری فارس مصاحبه ای* را به مدیر یک گروه هکری تحت حمایت دولت ایران منتشر کرده که از هک کردن هزار وب سایت در سراسر دنیا به مناسبت "شهادت باهنر و رجایی" خبر می دهد.
به نوشته فارس در میان این وب سایت ها می توان به سايت رسمي ايالت Louisiana آمريكا و شورایشهر Pevensey انگليس، شركت امنيتی محافظت از وب هاستهای فرانسه، شركت خدمات اينترنتیLogMeIn انگليس اشاره کرد.
بر طبق ادعای مدیر این گروه هکری "روی صفحه اصلی سایتهای هک شده عكسی با نماد ايران و در بالای آن عكسهایی از شهيدان رجایی و باهنر و متنی 2 زبانه به فارسی و انگليسی كه شامل اعتراض اين گروه به آمريكا، انگليس و فرانسه بوده قرار گرفته است."
مطمئنن این اتفاق واکنش وب سایت هایی را که مورد حمله قرار گرفته اند در پی خواهد داشت. اما مسوولیت آن متوجه دولت محمود احمدی نژاد و نظام جمهوری اسلامی است. حمایت رسمی از راهزنان سایبری می تواند عواقب جدی برای دولت ایران داشته باشد. عواقب و محدودیت هایی که می تواند گریبان گیر کاربران عادی اینترنت در ایران شود.
* در مراجعه به آدرس های ذکر شده در این مصاحبه خبرگزاری فارس دقت کنید. ممکن است این ادرس ها آلوده بوده و کامپیوتر شما را آلوده کند.
علیرضا افتخاری، محمود احمدی نژاد را در آغوش می گیرد و می گوید که دوستش دارد. تصاویر این اتفاق در فضای مجازی منتشر می شود و بر وی خرده می گیرند که هنرش را به قربانگاه زورمندان برده است.
چند روز بعد افتخاری با خبر آنلاین مصاحه می کند و از فشارهایی که بر وی و خانواده اش آمده و از بی توجهی مسوولان و دولتمردان و خصوصا اطرافیان احمدی نژاد می گوید و می افزاید می خواهد کشور را ترک کند به فرانسه برود.
افتخاری می گوید اشتباه کرده که احمدی نژاد را در آغوش گرفته و این کار به هزینه ای که دارد می پردازد نمی ارزد. این نمی ارزد اما انتقادات را بیشتر می کند که این نگاه دلالی با هنرمند مردمی بودن چندان سازگار نیست.
افتخاری می گوید اشتباه کرده که احمدی نژاد را در آغوش گرفته و این کار به هزینه ای که دارد می پردازد نمی ارزد. این نمی ارزد اما انتقادات را بیشتر می کند که این نگاه دلالی با هنرمند مردمی بودن چندان سازگار نیست.
اما در این میان هزینه ای که افتخاری به خاطر ابراز علاقه به محمود احمدی نژاد پرداخت کرده قابل توجه است. استاندار اصفهان به خبرگزاری فارس گفت رسانه های صهیونیستی و انگلیسی به این ماجرا دامن زدند:
«هجمه رسانههای غربی و كم توجهی رسانههای داخلی به وضعيت روحی اين استاد موجب شده است تا وی از ادامه زندگي در كشور فرانسه سخن بگويد.»
اما مشخص است که در این روزها چه شرایط سختی بر افتخاری گذشته است. او و خانواده اش چگونه مورد سرزنش عمومی قرار گرفته اند که از رفتن صحبت می کند.
اما مشخص است که در این روزها چه شرایط سختی بر افتخاری گذشته است. او و خانواده اش چگونه مورد سرزنش عمومی قرار گرفته اند که از رفتن صحبت می کند.
این دقیقن همان اتفاقی است که برای تغییرات به آن نیاز است. آنچنان آگاهی گسترش یافته که هرگونه همپیالگی با متقلبان و مستبدان هزینه ای باورنکردی در عرصه عمومی دارد.
از سوی دیگر می شود به ماجرای استاد محمدرضا شجریان اشاره کرد. هنرمندی که می گوید صدای "خس و خاشاک" است و اینگونه در کنار مردمش می ایستد وبا وجود تبلیغات حکومت و این همه سمپاشی علیه وی بر محبوبیتش افزوده می گردد و قدرش در میان مردم چند برابر.
وقتی اسفندیار رحیم مشایی گفت سال دیگر به احمدی نژاد برچسب ارتداد می زنند با خودم فکر کردن که حتمن قرار است اتفاقات تازه ای رخ بدهد. به دوستان گفتم که این آقا چیزی نمانده ادعای امام زمان بودن بکند.
حالا این سایت ظهور نزدیک است را ببینید. گرچه بعید است هواداران آقای خامنه ای براحتی از اینگونه حرکات بگذرند و میدان را به حامیان احمدی نژاد بسپارند.
بزودی باید منتظر هجمه سنگینی بود که اگر احمدی نژاد تاب نیاورد چند نفر را خواهند گرفت و این سایت را وابسته به دشمن می کنند و آن بندگان خدا قربانی.
واگر این سید محمود احمدی نژاد تاب آورد، طومار خیلی ها را به هم می پیچد. خیلی ها می گویند نوبت به رهبری رسیده اما به نظر می رسد که احمدی نژاد به وی نیاز دارد و رهبری هم.
یک تحلیل هم می تواند این باشد که مخالفان احمدی نژاد این وب سایت را راه انداخته باشند. اما نشانه های موجود چیزی دیگری حکایت می کند. باید منتظر واکنش های بیشتر اقتدارگرایان به این وب سایت ماند.
* توضیح:
به تیتر یک کلمه اضافه کردم : «سردار». به نظر می رسد اینطور تیتر به مراد سایت مذکور هم نزدیک تر باشد. یعنی اینها معتقدند که احمدی نژاد سردار سپاه امام زمان، شعیب صالح است. و البته رهبر ایران نیز سید خراسانی. ولی عجب سردار بد دهنی است این احمدی نژاد.
به این تیتر این خبر روزنامه کیهان دقت کنید: «نازی ها به 50 نفر از آشوبگران افتخار بیگاری دادند». ماجرای اعطای پناهدگی به 50 فعال سیاسی و روزنامه نگار ایرانی توسط دولت آلمان را روزنامه کیهان مطابق سایر اخبارش به شکلی مخدوش و غیر واقعی منتشر کرده است.
اما خوب این عادت مالوف کیهان شریعتمداری است و غیر از این نمی توان انتظار داشت. اما بار معنایی که تیتر این مطلب و "نازی" خطاب کردن آلمان ها به دنبال دارد قابل قبول نیست.
جالب آنکه در خبری دیگر کیهان می نویسد: «خشم صهیونیست ها از بی توجهی آلمان به تحریم ها علیه ایران». در اینجا دیگر آلمانی ها "نازی" نیستند.
هیچ توضیحی بهتر از "فاحشگی" در خبرسانی برای "ارگان رسمی" رهبر جمهوری اسلامی ایران نمی توان یافت. رهبری که با بی تدبیری و سو مدیرت خود موجب فرار هزاران نفر از نخبگان سیاسی و فرهنگی و نیروهای انسانی که باید در جهت بهبود شرایط بکوشند، از کشور شده است.
اما این درب همیشه بر این پاشنه نخواهد چرخید و روزی گریبان دیگر حامیان این سیاق رهبری کشور را خواهد گرفت. اتفاقی که نشانه های ان را می توان همچنان در روزنامه کیهان دید:
«كیهان و خوانندگان: تعطیلی 24 روزه مجلس از نظر مردم امری مذموم است مگر نمایندگان مجلس با دیگر اقشار جامعه چه فرقی دارند كه در طول سال چندین مرتبه از مرخصی های طولانی بهره مند میشوند. جالب اینكه در روزهای كاری مجلس نیز به دلیل غیبت و تأخیر نمایندگان بارها اتفاق افتاده كه مجلس از حد نصاب افتاده و جلسه یا تشكیل نشده و یا با تاخیر برگزار شده است. علاوه بر آن نفس این كار با نامگذاری امسال كه به سال همت مضاعف و كار مضاعف،منافات دارد. طالعی»
در این نظر خوانندگان یا بهتر بگوییم نظرسازی خوانندگان کیهان این بار شمشیر ولایت - آنگونه که رهبر ایران روزنامه کیهان شریعتمداری را خطاب قرار می دهد- اینبار گردن نمایندگان مجلسی را نشانه رفته است که جرمشان اینست که نوکری خان را می کنند اما سر به آستان محمود احمدی نژاد نمی سایند.
هیات دولت دهم روز گذشته به موضوع انفجارهای تروریستی در زاهدان پرداخته است. محمد احمدی نژاد در این جلسه گفته است: «اگر اوباما از اقدامات نیروهای آمریکایی اطلاع ندارد، به او میگویم که نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان و پاکستان از اقداماتی مانند حادثه تروریستی زاهدان پشتیبانی میکنند.»
این اظهارات نشان می دهد که دولت احمدی نژاد از این اتفاقات درس نگرفته است و همچنان آدرس های غلط دادن خود را ادامه ی دهد. آدرس های اشتباهی که می تواند شرایط زاهدان را پیچیده تر کند.
چند روز پیش بود که وزیر کشور احمدی نژاد مدعی شده بود:«با اعدام این شرور [عبدالمالک ریگی] شرق کشور که بوسیله سازمانهای جاسوسی برخی کشورهای غربی و صهیونیستها حمایت میشد آرامش کامل به این منطقه بازگشته است و خوشبختانه هم اکنون امنیت و آرامش کامل در سرا سر کشور برپاست.»
امنیت کاملی که تنها چهار روز بعد جان بیست و چند نفر را در استان سیستان و بلوچستان گرفت و نشان داد دولت احمدی نژاد به چه میزان در تامین امنیت کشور بی لیاقت و عاجز است.
در همین حال جبهه مشارکت بیانیه ای صادر کرد که محتوای آن نشان دهنده یک نگاه دقیق و واقع بینانه به شرایط است و حکومت می تواند با توجه به آن سیاست های غلط خود را تغییر دهد.
اما به علت ذهن آشفته و دشمنی کورکورانه حکومت ایران با هر نگاه و اندیشه مصلحانه و انتقادی روزنامه تندرو کیهان آن را "بیانیه حمایت از تروریست ها" می خواند و نشان می دهد که که دایره درک و فهم سکانداران ایران به چه میزان محدود است.
خشونت و ترور در همه اشکال و به هر بهانه ای محکوم است. روزی همسایگان ما گرفتار این بلای خانمانسوز بودند و حکومت جمهوری اسلامی متهم به حمایت از تروریست ها. حالا این بلا دامان خودمان را گرفته. تا درس بگیریم که نمی توان در این منطقه بذر تنفر کاشت و باد درو نکرد.
این سوال را شاید بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی از خودشان بپرسند: «ما کجای ماجرا هستیم؟». من هم از خودم می پرسم که سرانجام این جنبشی که از نیمه شب 22 خرداد جان گرفت و خروشید و عالم گیر شد به کجا خواهد رسید؟
اما در این دور دست شاید پرسیدن از این سوال چندان موثر نیست. باید در آن فضا باشی. در آن اتمسفر و بوی جنبش را در هوا و تب و تاب مردم حس کنی.
اما گرمای این آتش زیر خاکستر را حتی می شود از همین دورها هم حس کرد. از تب و تابی که در میان مخالفان جنبش است. در دل نگرانی ها و لفاظی های کسانی که جنبش را "فتنه" می خوانند و همچنان کمر به سرکوب مخالفان بسته اند.
جنبش همچنان زنده است. این زنده بودن را می شود از بوی ترسی که از تن حکومت بلند شده حس کرد. ترسی که بر اشتباهات حاکمان امروز ایران افزوده است و البته هزینه اش از جیب مردم پرداخت می شود.
اما شاید باید همچنان منتظر بود تا زمان تغییرات فرا برسد. آن زمان که اشتباهات رقیب آنچنان زیاد بشود که با کم هزینه ترین روش ها، تغییراتی را بوجود آورد که جامعه ایران را به سوی آزادی و دموکراسی و حقوق انسانی سوق دهد.
حالا در این دور دست ها ما چه می توانیم بکنیم؟ نزدیک به یک سال است که به این مهم فکر می کنم و در جستجوی جوابی هستم که قانعم کند. شاید آنرا یافته و یا در راه یافتنش باشیم. در این مورد بیشتر خواهم نوشت.
در حال تهیه یک تحقیق در مورد مشکلاتی که ممکن است سایت دویچه وله فارسی خصوصن در ایران با آن روبرو باشد، هستم. البته این تحقیق بیشتر روی بخش ویدیو، گالری عکس و ابزارهای وابسته به شبکه های اجتماعی وب سایت متمرکز است و به برآورد هر کاربر از عملکرد سایت بستگی زیادی دارد.
همچنین در این نظرسنجی (لینک ، رمز عبور=welle) سعی شده مشخص شود با کدام مرورگرها و فیلترشکن ها، سایت دویچه وله فارسی، کارایی بهتری دارد تا امکان بهبود شرایط مهیا شود.
از همه دوستان خواهش می کنم در این تحقیق از کمک خود دریغ نکنند و در انتشار آن کمک نمایند. برای شرکت در این نظرخواهی شما به رمز عبور (welle) نیاز دارید.
جدای از شرکت در نظرسنجی می توانید نظرات خود را در مورد بهبود کار سایت دویچه وله فارسی به من ایمیل کنید. دویچه وله آلمان در قبال این نظرسنجی مسوولیت حقوقی ندارد.
«برخیها نظارت بر این نشریات را قبل از چاپ مطلقا خلاف آزادی قلمداد میكنند در حالی كه این موضوع درست نیست و این قانون باید مقداری اصلاح شود.»
این سخنان نشان از تفکری دارد که در میان بخش قابل توجه ای از روحانیون نزدیک به حاکمیت و همچنین مسوولان وجود دارد. کنترل هر حرکت و اندیشه ای که ممکن است نگاه حاکم را به چالش بکشد.
این بخشی از سخنان مکارم شیرازی است در دیدار مسوولان دانشگاه پردیس قم. دانشگاهی که چندی پیش در پی انتشار مطالبی در یک نشریه دانشجویی مورد توجه رسانه های اصولگرا قرار گرفت.
مکارم شیرازی در بخش دیگری از سخنان خود می گوید: «در جریان اهانت این نشریه دانشجویی دو نفر كه یكی استاد سكولار و دیگری دانشجوی سكولار بودند، بازیگر اصلی جریان بودند. اساتید و دانشجویان دانشگاه پردیس نیز مقالاتی را علیه مطالب منتشر شده در نشریات نوشتهاند و در مجموع معلوم شد اساتید و دانشجویان بسیار خوبی در این دانشگاه وجود دارند ولی دو نفر ناصالح نفوذی كار را خراب كرده بودند. »
طرح جلد مجله آلمانی تیتانیک در مورد رسوایی های جنسی در کلیسای کاتولیک - عنوان طرح : کلیسای امروز
این سخنان نشان از تفکری دارد که در میان بخش قابل توجه ای از روحانیون نزدیک به حاکمیت و همچنین مسوولان وجود دارد. کنترل هر حرکت و اندیشه ای که ممکن است نگاه حاکم را به چالش بکشد.
اما نباید در برابر این گونه اظهارات بی تفاوتی بود. اظهارنظرهایی که در شرایط حساس عملی نیز شده است. به عنوان مثال در جریان اعتراضات پس از انتخابات دادستانی تهران نشریات را پیش از انتشار کنترل می نمود و گاهی از چاپ و یا توزیع این نشریات جلوگیری می کرد.
از سوی دیگر این پرسش نیز قابل طرح است که انتشار یک نشریه دانشجویی با شمارگان کمتر از هزار عدد چگونه می تواند پایه های اعتقادی و مذهبی را دچار تزلزل کند اگر مبنا و برهان محکمی وجود داشته باشد؟
استفاده از ابزار امنیتی و کنترل اندیشه امر تازه ای نیست. در بسیاری از حکومت های توتالیته و فاشیستی این امر صورت گرفته است اما فرجامی در پی نداشته.
تنها کسانی از نقد می ترسند که منطق و برهان قاطعی برای دفاع از اندیشه خود نمی یابند. و این حقیقت وحشت از انتشار پرسش هایی است که پاسخی در دستگاه حکومتی و مذهبی مستقر ندارد.
همچنین این رفتارهای بیش از پیش نفرت عمومی از مذهب و دینی که متولیان آن چنین نظرات ارتجاعی را ابراز می کنند افزایش می دهد و دیر زمانی نخواهد گذشت که عرصه عمومی برای اینگونه تفکرات تنگ خواهد شد. سرنوشتی که مسیحیان آن را تجربه کرده اند و به علت سیاهکاری های مذهبی خطوط قرمزشان یکی پس از دیگری تسخیر شده است.
نمایشنامه های رو "حوضی" یا "سیاه بازی" گونه ی خاصی از نمایش است که بدیهه سازی و بدیهه سرایی محور اصلی آن محسوب می گردد.در این نوع نمایش که معمولن رقص و آواز نیز چاشنی آن می شود، پایان خوش و نتیجه گیری اخلاقی از خصوصیات آن به شمار می رود.
با این توضیحات آنجه که دیروز در تهران رخ داد بسیار به "سیاه بازی" و نمایش های "روحوضی" شباهت بسیاری داشت. مشارکت دو کشور ترکیه و برزیل هم نتوانست این نمایش را جدی تر نماید.
نتیجه حاصل این کش و قوس ها همراهی بیشتر چین و روسیه با غرب و هراس بیشتر جهانی از فعالیت های حکومت ایران و افزایش فشارهای اقتصادی که در نهایت مردم ایران را متضرر نمود.
ایران آنچه را که می توانست 6 ماه پیش بپذیرد در شرایطی گردن نهاد که دیگر رضایت غرب را جلب نخواهد نمود و دورنمای حل بحران پرونده هسته ای را روشن ننمود.
اما با تمام این اوصاف به نظر نمی رسد که حتی بتوان به این توافق دلخوش بود. سیاست هسته ای ایران کماکان افزایش تنش و کشدار نمودن بحران است. سیاستی که می تواند بخشی از بحران های داخلی را نیز تحت شعاع قرار دهد.
گرچه نقش غرب و آمریکا نیز در این شرایط اهمیت ویژه ای دارد اما روسیه و چین اهمیت ویژه ای دارند. ایران مدعی خواهد بود حالا توپ در زمین غرب است. گرچه همچنان غرب مدعی است که هیچ اتفاقی مهمی رخ نداده است. باید دید در این شرایط موضع چین و روسیه چه خواهد بود.





